بنا به اظهارات مکرر وزیر اطلاعات، "حسین موسویان" با تحتنظر بودن به مدت شش ماه، به طور قطعی اطلاعات هستهای را به دولت انگلیس هدیه میکرده است. بنا بر همین گفتهها، این مساله به "حسن روحانی" رئیس سابق و حال موسویان؟! اطلاع داده شده، و درخواست جلوگیری از ادامه کار موسویان در مرکز تحقیقات مجمع تشخیص را نمودهاند، اما هیچگونه تاثیری نداشته است. موسویان پس از دستگیری 9 روزه و وثیقه 200 میلیون تومانی آزاد و مدتها منتظر محاکمه ماند!
در هفته گذشته مسایلی رخ داد:
- خبر گسترده از فشار سران مافیا به قاضی پرونده برای تبرئه او منتشر شد، که طبق روال قدرتمندان همیشه زورگو، برای ملت امری طبیعی بود.
- حسن روحانی، بدون داشتن هرگونه مسؤولیت در قوای سهگانه و هرگونه جایگاه ملی پس از سفر به اروپا مصاحبهای پرخاشگرانه کرد، و در دفاع از حسین موسویان داد سخن راند. او ترکتازیاش را وسیعتر نمود و هر آن کس را که از خبر فشارهای وارده به قاضی پرونده اطلاع دارد و آن را برای مردم بازگو میکند، به "بریدن زبان و کندن پوست" وعده داد. البته بنا به مدرک دکترای فرنگیاش در دانشگاه نامعلوم، این امر را به نحوهای "مدرن" اعلان کرد!
- مسیح، آن کارگزار قیصر در روزنامه جمهوری – ارگان رفسنجانی – در سرمقالهای به دفاع جانانه از متهم به جاسوسی پرداخت و رئیسجمور را به دلیل اشاره به اتهامات ضدملی و براندازانه او – که بنا به حضورش در مجمع تشخیص مصلحت – جرمی مضاعف است به "مصلوب شدن توسط مافیا" اخطار داد.
- حسن روحانی شاهکار دیگر خود را در همایش "اتحاد ملی" به کار برد. در این همایش "متهمِ آزاد با وثیقه در ردیف اول کنار دست هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی نشست. تصاویر آن در رسانهها منتشر شد و اعلان کرد که متهم تبرئه گردیده، و به دلیل اتهامات وارده بر او مستحق "نوازش" و اعاده حیثیت است و به همین جهت برآیند ملی آن شد که همایش فوق برای "نمایش آزادی و تبرئه موسویان بدون محاکمه" بوده است.
گرچه سالهاست ملت به روشهای مافیایی آشنا گردیده و "قدرت و ثروت ملی" را با چنبره زدن اژدهای هفتسر تحمل نموده است، و هر چند غارت اموال ملت که مفاسد اقتصادی را در سطح کلان در کشور اسلامی پیامد داشته شاهد بوده، و از آن روی که میداند "مافیای پشت صحنه" مأمن و ملجأ است و خود نیز دستاندرکار! و به آن جهت که آگاه است چرا "مهدی هاشمی" با رشوهگیری فاجعهبار، نهتنها از مهلکه جان به در میبرد، بلکه هیچ حسابرسی در پی او نیست، اما اتهام ضدملی حسین موسویان را از نوع دیگری میداند.
به همین دلیل اعلان "تبرئه او را" بدون آنکه دادگاهی تشکیل شود، و یا حتی خبر تشکیل آن به گوش ملت برسد، و بدون آنکه یک مورد از اتهامات موسویان در رسانهها مطرح شود، به هیچ روی نمیپذیرد. اعلان از طرف هر کس و هر قوهای که باشد، ملت بیدار است و در صحنه! امروز به لطف خداوند "قوه مجریه" در اختیار مافیاگران نیست. بنابراین ملت حداقل یک امید دارد و با همان امید "خشم و قهر" خود را نصیب کسانی خواهد کرد که "پرونده متهم جاسوس" را پیش از تشکیل دادگاه، با تلاشهای آشکار خود "مختومه" اعلان نمودند.
اما چند نکته:
- حزبهای ناراست به نام راست، چرا در خفقان به سر میبرند؟
- مجلس و مجلسیان به کدام سو توجه دارند؟ نظام اسلامی، کشور صاحبالامر عجلالله تعالی فرجه الشریف، آبروی خودشان، برای آنها چقدر اهمیت دارد؟
- اگر برای مافیاگران و ابزارها و عوامل سرسپرده آنها "روز رستاخیزی" وجود ندارد، آیا حزبها و وکلا هم در حلقه آنها قرار گرفتهاند؟ و اگر خدای نکرده چنین است، "مردم" و "افکار عمومی" و "چشمهای همیشه ناظر ملت" چطور؟
- "نواب صفوی" آن شهید همیشه سرافراز "رزمآرای خودفروخته" را به جرم "وابستگی و مزدوری به انگلیس" به "اعدام" محکوم کرد. شهید نواب صفوی، با این حرکت خود، علاوه بر رسالت روحانی، وطندوستی را در نابودی "مزدور بیگانه" برای همیشه در تاریخ روحانیت ثبت نمود. امروز چند روحانی غاصب لباس روحانیت، چگونه در دفاع از متهم به جاسوسی با داشتن پرونده و اسناد و مدارک، محکمه پیش از محاکمه تشکیل میدهند و آبروی برباد رفته خود را فدای تبرئه او میکنند؟ آیا جز این است که اگر "موسویان" محاکمه علنی شود، بسیاری از مسایل پشت پرده از افراد دیگر افشا خواهد شد؟
- شهید شریعت شیخ فضلالله نوری، به جرم دفاع از شریعت، بر "دار مزدوران انگلیس" و "روس" رفت، تا روحانیت عظیمالشأن همیشه مطهر و با افتخار بماند. اما او یک جمله سرنوشتساز در پاسخ به پیشنهادهای پناهندگی به سفارتخانههای به یادگار نهاد که: "آیا رواست پس از هفتاد سال که محاسنم را برای اسلام سفید کردهام به بیگانه پناه ببرم؟ واقعیت آن است که روحانیت برای اسلام میزید و برای اسلام میمیرد". این تعداد عوامل پشتصحنه و روی صحنه که با کشیدن "آژیر خطر"، "شرایط ویژه" و برپایی همایش و نوشتن سرمقاله و ... متهم به جاسوسی را حمایت کردند، غاصبان لباس روحانیت و مایه شرمساری هستند. بر روحانیت وارسته، به ویژه خطبای جمعه – منهای هاشمی رفسنجانی – است که به اعاده حیثیت برآیند.
- ملت در پی آن است که با "تشکیل دادگاه علنی" و رسیدگی "پرونده ملی"، حسین موسویان محاکمه شود. در هیچ تاریخی چنین امری سابقه نداشته که یک متهم به جاسوسی علیه نظام یک کشور، در خفا و بدون تشکیل دادگاه تبرئه شود. در غیر اینصورت "حق ملی" است از آن چه میداند، پرده بردارد، و همه عوامل این فاجعه را در "دادگاه ملی" محاکمه کند.
برای موسویان بی شک ششم و هفتم آذرماه روزهایی به خاطر سپردنی است. صبح ششم بود که یکی از خبرنگاران متخصص در اخبار ویژه گفت حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی دیروز در دیدار با یکی از مقامات تهدید کرده اند که اگر موسویان از اتهام جاسوسی تبرئه نشود از سمت خود استعفا خواهند داد و پیش بینی کرد که خبر تبرئه او تا ساعاتی دیگر اعلام شود.
هنوز دقایقی از این مکالمه نگذشته بود که سخنگوی قوه قضائیه از بی گناهی موسویان در اتهامات جاسوسی خبر داد، بسیاری از خبرنگاران که در جریان ضمنی سوابق موسیان بودند از این خبر شکه شده بودند، یکی از آنها بیشتر از این تهدیدات لابی ها را موثر می دانست و به شایعاتی درباره احضارهای مکرر قاضی حداد (معاونت امنیت دادستانی)در روزهای اخیر اشاره کرد و از سوابق روشن! وی و مسئول دفتر معروفش سید مجید گفت و ...
با سخنان جمشیدی و حمایتهایی که افراد شاخصی از موسویان کردند، همه داستان را تمام شده می دانستند و شایعاتی درباره تصمیم موسویان برای شکایت از تمامی مسئولین و خبرنگارانی که وی را جاسوس نامیده بودند رواج یافته بود.
در همین میان بود که چهارشنبه صبح رییس جمهور در میان خبرنگاران پیشنهاد کرد متن گفتگوهای موسویان در اختیار افکار عمومی قرار گیرد و تاکید کرده بود که مردم که از بیگانگان نامحرم تر نیستند!
وزارت اطلاعات نیز بلافاصله خبر داد که اگر قوه قضائیه مانع نشود آمادگی کامل دارد که این سخنان را منتشر سازد...
به ناگاه قاضی مرتضوی که در این پرونده بیشتر حاشیه نشین بود به متن وارد شد و با نقض قرار صادره در خصوص اتهامات موسویان، آنرا مغایر با موازین قانونی تشخیص داد و تصمیم معاونت امنیت را در این رابطه نقض و دستور ادامه تعقیب متهم را صادر کرد.
این خبر که توسط روابط عمومی دادسرای تهران اعلام شده بود تاکید داشت دادستان تهران در این اظهار نظر با توجه به عناوین اتهامی و موضوعات مطروحه، به صلاحیت رسیدگی بازپرس در تحقیقات مقدماتی اشاره و با توجه به ایردات شکلی و ماهوی و نقص تحقیقات قرار صادره توسط معاونت امنیت دادسرا نقض کرد و پرونده جهت ادامه رسیدگی به شعبه بازپرسی ارجاع میگردد تا بازپرس منتخب نسبت به تکمیل تحقیقات مورد نظر دادستان و رسیدگی به اظهار نظر قضایی اقدام کند.
همزمان با این خبر، خبر دیگری نیز از وی منتشر شد: دادستان تهران در نامهیی خطاب به وزارت اطلاعات افشای هرگونه اطلاعاتی پیرموان این پرونده را تا زمان رسیدگی نهایی و قطعیت دادنامه ممنوع اعلام کرد.
به نظر شما آیا ربطی بین سخنان احمدی نژاد در میان خبرنگاران و این دو خبر می توان یافت؟
روزهای آخر دولت خاتمی سپری می شد که کتابی جنجالی دربرابر خوانندگان قرار گرفت: «خاطره ها» که بررسی خاطرات محمدی ری شهری می پرداخت.
در فصلی از این کتاب به تشکیل دادگاه ویژه پس از یک مورد تخلف اشاره شده بود که حضرت آیت الله خامنه ای (رییس جمهور وقت) با امام خمینی (ره) در این باره صحبت می کند و ایشان می فرماید که بارها به آقای اردبیلی (رییس قوه قضائیه وقت) گفته ام که این دادگاه را تشکیل بدهند اما نداده اند. اکنون تشکیل بدهید و آقای ری شهری هم اداره آن را در اختیار داشته باشد.
وی در این کتاب توضیح می دهد که منتظری سخت مخالف تشکیل دادگاه ویژه بود. وی در این باره نامه ای هم به امام نوشت که امام درخواست وی را رد کرد. ری شهری فصلی را به رد گفته های منتظری در باره دادگاه ویژه اختصاص داده بود.
این کتاب یادآور کتاب پیشین وی بود، «خاطرات سیاسی» که به خاطرات محمد محمدی ری شهری در طول دوره تصدی وزارت اطلاعات پرداخته است . وی در این کتاب به ماجرای باند مهدی هاشمی و پی آمدهای این قضیه به صورت مبسوط پرداخته است.
واقعه مهدی هاشمی با تمام ویژگیهای تلخ و جانکاهش، حکم محکی کارآمد برای تشخیص سره و ناسره را داشته است . اگر چه این رخداد، نقطه عطفی در نگرش به فردی معین و مقامی مشخص همچون قائم مقام رهبری بود، نباید در همین حد محدود شود. این واقعه تجسم درس هایی عمیق و تجربه هایی گرانبهاست که می باید به تکرار و تداوم در ذهن همه افراد جاری شود زیرا این حوادث برای خردمندان عبرت آور است .
این مجموعه براساس اسناد و خاطرات مضبوط شخصی در طول سال های 1366 - 1365 پرونده مهدی هاشمی و همکاران او، اسناد ساواک، خاطرات و گفته های چند تن از مسئولان کشور و ... تهیه شده و توسط آقای عاطفی بازنویسی شده بود.
در این کتاب نیز این مثلث به خوبی مشهود بود. یک سو وزارت اطلاعات که خواستار برخورد با مهدی هاشمی و باند وی بود، در ضلع دوم فردی قرار داشت که به واسطه وابستگی هاشمی به او و باتوجه به نفوذ بالایش خواستار پایان بخشیدن به پرونده بود و حتی در این راستا کلاس درس خود را تعطیل کرد. ضلع سوم قوه قضائیه بود که در تلاش برای مصالحه و جلوگیری از دلخوری ضلع دوم بود.
حضرت امام پس از اصرار منتظری بر حمایت از فردی که وزارت اطلاعات جرمش را محرز دانسته بود و منتظری با فشار نمی گذاشت عادلانه در دستگاه قضایی با آن برخورد شود چنین فرمودند: « شما در اکثر نامه ها و صحبت ها و موضع گیری هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال ها و منافقین باید بر کشور حکومت کنند....می بینید که چه خدمت ارزنده ای به استکبار کرده اید .... در مسئله مهدی هاشمی قاتل ، شمااو را از همه متدینین متدینتر می دانستید و با اینکه برایتان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم . شما از این پس وکیل من نمی باشید ... سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام زمان (ع)بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال ها نرود .... از آنجا که ساده لوح هستید و سریعاً تحریک می شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد... دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند... تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام ؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغهای دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق وشور و شعف پخش می کنند نگردند. از خدا می خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان رابیش از این نچشد."
پی نوشت:
* مهدی هاشمی برادر داماد منتظری از جمله افرادی بود که پیش از انقلاب به اتهام معاونت در قتل آقای شمس آبادی دستگیر ومحکوم گردید. او پس از پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد و به مسئولیتهای مهمی نیز گمارده شد؛ اما بزودی چهره واقعی خود را نشان داد و با شرکت در چند فقره جنایت و اعمال خلاف قانون از سوی دادگاه محاکمه و به اعدام محکوم شد و حکم درباره او به اجرا درآمد. منبع
دادستان تهران با قرار منع تعقیب حسین موسویان در 2 اتهام جاسوسی و ارائه اطلاعات به بیگانگان مخالفت کرد.
به گزارش رجانیوز، پس از اعلام خبر منع تعقیب موسویان از سوی سخنگوی قوه قضائیه، دادستان تهران، با استفاده از اختیارات خود با این حکم مخالفت کرد و به این ترتیب، پرونده از دادسرا به دادگاه ارسال خواهد شد.
یک کارشناس مسائل حقوقی در این زمینه توضیح داد: پس از احیاء دادسراها، پرونده ابتدا توسط بازپرس در دادسرا بررسی می شود و بازپرس پس از انجام تحقیقات، برای پرونده قرار منع تعقیب، مجرمیت یا موقوفی صادر می کند. این در حالیست که در صورت موافقت دادستان با این حکم، تنها شاکی می تواند تقاضای تجدید نظر کند.
وی در ادامه افزود: در صورتی که دادستان قرار را تأیید نکند، پرونده به دادگاه صالحه ارجاع خواهد شد. بنابراین در پرونده حسین موسویان نیز به دنبال عدم موافقت دادستان تهران با قرار صادره، اتهام جاسوسی و ارائه اطلاعات به بیگانگان به دادگاه می رود.
وی درخصوص امکان برگزاری علنی این دادگاه خاطرنشان ساخت: برگزاری علنی دادگاه معمول است اما این مسئله جزء اختیارات قاضی پرونده است که در موارد مشخصی، دادگاه به صورت غیرعلنی برگزار شود.
گفتنی است روز گذشته پس از اعلام قرار منع تعقیب موسویان، تعدادی از دانشجویان دانشگاههای تهران مقابل دفتر اصلی قوه قضائیه تجمع کرده بودند. همچنین امروز نیز بیانیه هایی در انتقاد از این اقدام دستگاه قضایی منتشر شده بود. رئیس جمهور هم در حاشیه جلسه هیئت دولت خواستار انتشار گفتگوهای موسویان با بیگانگان برای قضاوت آزادانه مردم شده بود.
تکمیلی:
اطلاعیه روابط عومی دادسرای تهران
روابط عمومی دادسرای تهران، دراطلاعیهای اعلام کرد: دادستان تهران در این اظهارنظر، با توجه به عناوین اتهامی و موضوعات مطروحه، به صلاحیت رسیدگی بازپرس در تحقیقات مقدماتی اشاره و با توجه به ایرادات شکلی و ماهوی و نقص تحقیقات، قرار صادره توسط معاونت امنیت دادسرا را نقض نمود.
اطلاعیه تصریح کرده است: با توجه به اینکه نظر دادستان در این رابطه به استناد قانون آیین دادرسی کیفری لازم الاتباع است، پرونده جهت ادامه رسیدگی به شعبه بازپرسی ارجاع میگردد تا بازپرس منتخب نسبت به تکمیل تحقیقات مورد نظر دادستان و رسیدگی و اظهارنظر قضایی اقدام نماید.
براساس گزارش روابط عمومی دادسرای تهران، دادستان تهران در نامهای خطاب به وزارت اطلاعات، افشای هرگونه اطلاعات پیرامون این پرونده را تا زمان رسیدگی نهایی و قطعیت دادنامه ممنوع اعلام کرد.
سرپرست بنیاد باران پیش از آغاز سفر هفته گذشته محمد خاتمی به مشهد مقدس که با تبلیغات گسترده میدانی در سطح این شهر نیز همراه بود، وعده داده بود که وی، روز پنج شنبه اول آذر در دانشگاه فردوسی مشهد سخنرانی خواهد کرد.
متعاقب این اعلام اولیه تعدادی از تشکل های دانشجویی این دانشگاه خواستار تبدیل شدن این برنامه به یک مناظره در حضور دانشجویان با شرکت سردبیر هفته نامه پرتو سخن به عنوان یکی از منتقدان جدی دولت سابق شدند. اما پس از طرح این درخواست، ضمن مخالفت با مناظره، سخنرانی خاتمی در دانشگاه به طور غیرمنتظره ای لغو اعلام شد.
سردبیر هفته نامه پرتو سخن در گفتگو با رجانیوز، با انتقاد از زیر بار نرفتن خاتمی برای شرکت در مناظره، اهداف و مباحث مورد نظر برای طرح در این گفتگوی انجام نشده را بیان کرد.
حجت الاسلام قاسم روان بخش در گفتگو با رجانیوزبه عدم سخنرانی سید محمد خاتمی در دانشگاه فردوسی مشهد اشاره و تصریح کرد: با وجود آنکه آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود دائماً از شفاف سازی در مواضع و آزادی در گفتار سخن می گفتند، حاضر به مناظره در دانشگاه نشد و از انتقادات دانشجویان و مناظره ای که توسط تشکل های دانشجویی این دانشگاه با دعوت از بنده به عنوان سردبیری دائم المنتقد از مواضع فکری و عملکرد دولت اصلاحات برایش ترتیب داده شده بود، شانه خالی کند و بدون هیچ گونه سرو صدا با توجه به نزدیک بودن انتخابات مشهد مقدس را ترک کند.
وی در ادامه مباحث دینی و فرهنگی را از جمله موضوعاتی دانست که قرار بود در مناظره با خاتمی مطرح شود چراکه در دوره موسوم اصلاحات، فرهنگ کشور مورد هجمه های ضد دینی و اسلامی قرار گرفت که تماماً برگرفته از غرب و تفکرات لیبرالیستی بود.
روان بخش با اشاره به انتشار کتاب های غیراخلاقی و حتی مروج همجنس گرایی در ایران اسلامی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت مدعی اصلاحات بیان داشت: با توجه به رونق فرهنگ غربی و لیبرالیستی در دوره آقای خاتمی، اگر با مناظره موافقت می شد، جا داشت عمده بحث حول آسیب شناسی فرهنگ اسلامی در این دوره، صورت گیرد.
سردبیر هفته نامه پرتو سخن با بیان اینکه خاتمی در مواضع اخیر خود متوجه فاصله زیاد از مواضع دینی و اسلامی شده است، اظهار داشت: آقای خاتمی علیرغم آنکه طرفدار لیبرالیسم و مکتب غرب است، در سخنرانی های اخیر از افزایش روز افزون فساد در جامعه ابراز تاسف و نگرانی کرده است. البته ایشان قبل از آنکه این گونه تاسف بخورد باید به ریشه یابی فساد در جامعه بپردازد تا ریشه های آن را در دوره ریاست جمهوری خود پیدا کند.
روان بخش سفر های دکتر احمدی نژاد به کشورهای اروپایی و آمریکایی را بسیار موثر در جهت استحکام روابط بین الملل خواند و افزود : دکتر احمدی نژاد در سفر هایش و بویژه در سفرش به آمریکا توانسته است بسیاری از مردم جهان را با مخاطب قرار دادن خود نسبت به ایران هسته ای خوش بین کند و مواضع اصیل اسلامی را به جهانیان عرضه نماید.
وی در پایان گفت: پذیرش گسترده سخنان رئیس جمهور کشورمان در سطح جهان ناشی از فطرت پاک و دین محور مردم جهان است. البته مکتب اهل بیت اسلام و تشیع نیز به آن دلیل که همگان را تحت پوشش خود قرار می دهد و کامل است، می تواند با عرضه درست مخاطبان زیادی را جذب نماید.
پس از اظهارات اخیر البرادعی در اجلاس اخیر شورای حکام برخی ناظران سیاسی از این اظهارات، به سخنانی دوپهلو یاد کرده بودند و تعدادی از روزنامه های داخلی نیز با انتخاب تیترهایی مانند سیاست نعل و میخ البرادعی، کوشیدند، گزارش هفته گذشته وی را تحت الشعاع قرار دهند. با این حال، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، از دریافت نامه ای خبر داد که آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این نامهی رسمی، اعلام کرده است موضوع سانتریفیوژهای ? P1?و ? P2?و نیز موضوع "سند ? ???صفحهای اورانیوم فلزی " بسته شد.
"رضا آقازاده" در گفتگو با ایرنا افزود: نامه رسمی آژانس، شب گذشته به نماینده سازمان انرژی اتمی ایران ارایه شد.
معاون رییس جمهوری تصریح کرد: بنابراین، طبق توافقنامه میان ایران و آژانس، طرفین وارد موضوع بعدی یعنی موضوع منشاء آلودگی میشوند.
آقازاده گفت: قرار است نمایندگان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ???? دسامبر (? ???آذر ماه جاری) برای مذاکره در خصوص موضوع منشاء آلودگی به تهران سفر کنند.
رییس سازمان انرژی اتمی در پاسخ به سوالی در خصوص سطح هیات اعزامی آژانس گفت که فعلا سطح هیات مشخص نیست.
وی اظهار داشت: با بسته شدن موضوعات پلوتونیوم، آلودگیهای کرج، سانتریفیوژهای ? P1?و ? P2?و سند اورانیوم فلزی، در حال اجرای مراحل پایانی "برنامه عمل" (توافقنامه ایران و آژانس) هستیم که امیدواریم هرچه زودتر مسایل باقیمانده حل شود.
آقازاده در عین حال گفت: البته مسایل باقیمانده بر اساس برنامه عمل، مسایل جزئی است.
** تلاش غرب برای کمرنگ کردن حل موضوع ? P1?و?P2?
رییس سازمان انرژی اتمی ایران در پاسخ به سوالی در خصوص ارزیابی گزارش البرادعی و نیز فضاسازی رسانههای غربی در مورد این گزارش گفت: قبل از نشست اخیر شورای حکام آژانس، رسانههای غربی روی این مساله متمرکز شده بودند که مهمترین مساله در موضوع هستهای ایران، موضوع سانتریفیوژهای ? P1?و ? P2?است.
وی افزود: حتی در مجمع عمومی سالانه آژانس در سپتامبر، نماینده اتحادیه اروپا ضمن حمایت از توافقنامه میان ایران و آژانس اعلام کرد که این اتحادیه منتظر آن است تا سرنوشت موضوع سانتریفیوژهای ?P1?و? P2?در نشست ماه نوامبر شورای حکام مشخص شود.
آقازاده گفت: آژانس نیز بارها مطرح کرده بود که همه سوالات حساس درباره برنامه هستهای ایران مربوط به مساله غنیسازی و گذشته آن است و اگر این موضوع حل شود، موضوع دیگری باقی نمیماند.
معاون رییس جمهوری اضافه کرد: غربیها فکر میکردند، ما از عهده حل موضوع سانتریفیوژهای ? P1?و ? P2?برنمیآییم. اما در آستانه نشست اخیر شورای حکام متوجه شدند که اظهارات ما در اینباره با یافتههای آژانس، تطبیق دارد و لذا بسیار "دستپاچه" شدند.
آقازاده خاطر نشان کرد: وقتی آنها از نتیجه گزارش البرادعی، قبل از انتشار آن آگاه شدند، با دستپاچگی برای اینکه این موفقیت را کمرنگ کنند، ? ???صفحه سوالات اضافی را مطرح کردند که البته بعدا متوجه شدند، این موضوع بردی ندارد.
رییس سازمان انرژی اتمی ایران گفت: امروز نیز تلاش میکنند ، موضوع حل سانتریفیوژهای ? P1?و ? P2?را کمرنگ کنند و تلاش میکنند بحثهای سیاسی و نیز بحث پروتکل الحاقی را غالب کنند تا این بحثها بر حل موضوع سانتریفیوژهای ? P1?و? P2?سایه بیفکند.
معاون رییس جمهوری تصریح کرد: با گزارش اخیر آقای البرادعی، ساختار سناریوی اتهامات غرب فرور ریخت و معلوم شد، ایران بر اساس وظایف قانونی سازمان انرژی اتمی ، فعالیتهای صلح آمیز هستهای خود را دنبال کرده و از ابتدا نیز تمام فعالیت هایش در چارچوب برنامه تامین سوخت و توسعه انرژی هستهای بوده است.
وی تاکید کرد: اینکه آژانس، مهر تاییدی به اظهارات گذشته ایران در مورد سانتریفیوژهای ? P1?و ? P2?زد، فوقالعاده اهمیت دارد زیرا بر اتهام مخفی کاری ، خط بطلانی کشیده شد.
آقازاده تصریح کرد: با حل این موضوع، همچنین محمل حقوقی برای باقی ماندن موضوع هستهای ایران در آژانس وجود ندارد زیرا توهمات و حدسیات غربیها باطل شد و با ارایه گزارش آژانس، مشخص شد که فعالیتهای صلح آمیز هستهای ایران از گذشته در چارچوب قوانین و مقررات بوده و هیچ نکتهای که بتوانند ایران به را به پنهانکاری متهم کنند، اکنون وجود ندارد.
رییس سازمان انرژی اتمی ایران تاکید کرد: با حل موضوع سانتریفیوژهای ? P1?و ? ، P2?بسیاری از موضوعات حاشیهای از بین رفت و اینک تنها موضوعات باقیمانده موضوع منشاء آلودگی و نیز پلونیوم ? ????است.
«اگر غیر از دستگاه قضایی کسی فردی را مجرم معرفی کند خود آن فرد مجرم است. اگر فردی بگوید فلان فرد مجرم است خود گوینده مجرم محسوب می شود. طبق قانون اساسی تمامی افراد از تمامی اتهامات مبرا هستند مگر دادگاه صالحه قضایی فرد را محکوم به آن اتهام کند. وزارت اطلاعات مثل پلیس و کلانتری است و نمی تواند احراز جرم کند. چون قائل به تفکیک قوا هستیم نباید قوا به خصوص قوه مجریه در امور مربوط به قوه قضائیه دخالت کند، بنابراین فقط قوه قضائیه در خصوص پرونده موسویان می تواند اظهار نظر کند.»
اظهارات چهارشنبه گذشته حسن روحانی در جمع خبرنگاران که اکنون بسان طلبکاری که اشتباهاً او را بدهکار خوانده اند و اکنون همه باید از این قصور، عذر به درگاهش آورند، معلول یک روز و دو روز نیست بلکه ناشی از یک پروژه دقیق برای تطهیرسازی است؛ پروژه ای که با بیانیه مشهور مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت پس از آزادی موسویان و اظهارات برخی نزدیکان به این طیف، با ورود موسویان در معیت هاشمی رفسنجانی و روحانی به همایش "اتحاد ملی" در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت می رفت که وارد فاز جدیدی شود اما سخنان پر حرارت رئیس جمهور که همزمان با این همایش، در جمع دانشجویان دانشگاه علم و صنعت و در پاسخ به هشدار دانشجویان درباره عقب نشینی کردن در قبال پرونده جاسوس هسته ای ابراز شد، این فرآیند را وارد فاز ناخواسته و معکوسی کرد.
روحانی از جایگاه یک حقوقدان به بیان اظهارات فوق پرداخت. حقوقدانی که همزمان با دبیری شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی در انگلستان مشغول به تحصیل شد تا انگلیسیها به وی دکترای حقوق اعطا کنند و از قضا موسویان نیز در قرینه ای جالب و کاملاً اتفاقی! از انگلستان دکترا گرفت.
این البته نخستین باری نبود که حسن روحانی سنگ معاونش را به سینه می زد. وی حدود 3 ماه پیش نیز هنگامی که پس از کنگره حزب اعتدال و توسعه در حلقه خبرنگاران قرار گرفته بود، از موسویان به عنوان فردی که شخصیت وی برای همه مشخص است، یاد کرد و افزود: ایشان مدتی معاون آقای جنتی بودند. مدتی با آیتالله یزدی کار میکردند. مدتی با آقای هاشمی رفسنجانی بودند. زمانی مدیر کل امریکا و اروپای وزارت امور خارجه بودند و در یک دورهای نیز سفیر ایران در آلمان بودند و مدتی نیز در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی فعالیت میکردند.
محمدباقر نوبخت یکی دیگر از معاونان حسن روحانی در مرکز تحقیقات استراتژیک هم همین نسق را برای تطهیر همکار خود پیش گرفت و با این استدلال که موسویان برادر شهید است و با توجه به اینکه دکتر موسویان از فعالان نظام در سنگر دیپلماسی خارجی بوده اند و قلبشان برای نظام می تپد، تأکید کرد: برای اطرافیان ایشان دشوار و شاید غیرقابل باور است که ایشان نسبت به منافع ملی جمهوری اسلامی کوچک ترین قصوری داشته باشد.
وی همچنین گفته بود: من فکر می کنم که دامن زدن به این مسئله از سوی برخی سایت ها و رسانه ها شاید کار وزارت محترم اطلاعات را در این پرونده سخت تر کند، به گمان من سکوت تا رای نهایی دادگاه بهتر است چون تا به حال همه ضرر کرده ایم.
حامیان این متهم امنیتی در فرآیند تطهیر موسویان 2 نکته مهم را همواره درنظر دارند. اول اشاره به سوابق وی البته بدون موشکافی این نکته که چگونه پله های ترقی از خدمات موتوری مجلس در دوره ای که هاشمی ریاست مجلس را برعهده داشت، اینچنین پیموده می شود و تنها پس از چند سال، موسویان با مدرک تحصیلی دیپلم سفیر ایران در آلمان می شود. و دوم سیاسی کردن این مسئله امنیتی و مربوط ساختن آن به نزاع میان دولت فعلی با کارگزاران دولتهای قبل.
این در حالیست که وزیر اطلاعات به عنوان مسئول کارشناسی ترین نهاد امنیتی کشور معتقد است انتقال اطلاعات توسط موسویان به سفارت انگلستان از نظر کارشناسان این مجموعه محرز است. محسنی اژه ای این واقعیت را نخستین بار 10 روز قبل در حاشیه رأی اعتماد وزاری صنایع و نفت در جمع خبرنگاران اظهار کرد تا بر آنچه که پیش از این مخبر کمیسیون امنیت ملی به نقل از وی بیان کرده بود، این بار خود در برابر شدت گرفتن پروژه تطهیرسازی تأکید کرده باشد.
محسنی اژه ای البته در جلسه تیرماه کمیسیون امنیت ملی که به دنبال سؤال 27 نماینده از وی در پی آزادی با قرار وثیقه موسویان برگزار شده بود، هنگامی که یکی از نمایندگان عضو کمیسیون اصل 90، پرسید، "وقتی وزارت اطلاعات از اقدامات آقای موسویان مطلع شد آیا مسوولین بالاتر وی در مجمع تشخیص مصلحت را از این موضوع با خبر ساخت؟ و اگر این اقدام انجام شده، عکس العمل مجمع چه بوده است؟" پاسخ داد: وقتی اقدامات حسین موسویان برای ما محرز شد، موضوع را در جلسه ای با آقای روحانی، رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در میان گذاشتیم لیکن بعد از این جلسه، انتقال اطلاعات از سوی آقای موسویان شدت بیشتری به خود گرفت که تعجب کارشناسان اطلاعاتی کشور را موجب شد و عکس العمل بعدی ما را موجب شد.
شاید همین نوع نگاه به این پرونده امنیتی نیز موجب شد تا حسن روحانی، 70 روز پس از دستگیری موسویان، هنوز وی را فردی خدوم دانسته و در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در قم بگوید: «آقای موسویان، فردی خدوم است و موضوع دستگیری وی توسط دستگاه قضایی معلوم خواهد شد.» و شاید باز به همین دلیل بود که موسویان پس از آزادی همراه با قرار وثیقه، تا حدود 10 روز در محل کار خود حاضر می شد و کمافی السابق نامه های مرتبط با حوزه پژوهشهای بین الملل مرکز را امضا می کرد چرا که به باور مسئولان این مرکز که در بیانیه آنان پس از آزادی این متهم نمود یافت، "آزادی دکتر سید حسین موسویان معاون مرکز تحقیقات استراتژیک که پس از رفع برخی ابهامات انجام شد، موجب خرسندی این مرکز و مدیران دلسوز نظام گردیده است." و این برخوردکنندگان با جاسوس بودند که به تفرقه افکنی بین صفوف سربازان نظام در سال اتحاد ملی متهم شدند!
به هرحال پروژه تطهیرسازی این متهم به جاسوسی با سخنان رئیس جمهور در دانشگاه علم و صنعت شکست سختی خورد و در حالیکه این طیف با نشاندن موسویان در کنار خود و مخابره عکسهای وی قصد داشتند، به طعنه کار را تمام شده و طرف مقابل در این پرونده را که مردم ایران زمین هستند در برابر نفوذ آریستوکراسی گونه خود بیمه ضربه فنی کرده و درافتادن با این قبیله را به سان درافتادن با دم شیر، بنمایانند، اظهارات احمدی نژاد که همزمان با این نمایش نازیبا از ذبح منافع ملی پیش پای منافع باندی، بیان می شد، واکنشی فعال بود و ضرب شست آن، حامیان جاسوس را در پازل پیش بینی نشده ای قرار داد.
زخمی که از این ناحیه بر جبین حامیان جاسوس نشسته است نه با یادداشت کم مایه روزنامه جمهوری اسلامی که به لطف بیت المال تبدیل به تریبون این خانواده شده است التیام می یابد نه با اظهارات محمد عطریانفر که از روزی که موسویان بازداشت شده بود، وی نیز با استرسی کم نظیر، در بین رسانه های داخلی و خارجی همسو با خود، این سو و آن سو می شد تا از تبعات احتمالی بعدی این بازداشت جلوگیری کند.
گفتگوی به یاد ماندنی وی با یکی از 2 روزنامه انگلیسی مورد علاقه اش، که در آن از انتظار همه متحدان و دوستان موسویان از هاشمی رفسنجانی و روحانی برای دفاع از این متهم امنیتی سخن گفته بود، تنها بخشی از این تقلا بود. متحدان و دوستانی که مشخص نیست چه رابطه ای با موسویان و دوستان انگلیسی اش که اطلاعات محرمانه مردم ایران را به آنها منتقل می کرده است، دارند و چه ارتباطی میان انتظار آنان با هاشمی و روحانی وجود دارد و چه ارتباطی میان همه اینها با نهادهایی که از دل آنها، جاسوس و دلال نفتی بیرون می آید و پرونده هسته ای کشور در حساس ترین شرایط در اختیار آنها قرار می گیرد تا از منافع ملی دفاع کنند، وجود دارد. شاید عطریانفر، روزی بهتر از هرکس دیگری بتواند از این کلاف سردرگم رمزگشایی کند و برای ایفای این نقش مهم، باید از باند مهدی هاشمی و بلکه قبل تر از آن، از حادثه 6 تیر 60، 8 شهریور 80، جواد قدیری، زهره عطریانفر (همسر فعلی مسعود رجوی) و... شروع کند.
گام بعدی دستگاههای امنیتی در این ماجرا، باید معطوف به ردیابی حلقه های مفقوده ای از این پرونده در دل مراکزی باشد که جاسوسانی زبده در آن پرورش می یابند و آن هنگام نیز که خاطره خیانت آنان برای ملت آشکار می شود، خاطر حامیان آنان آزرده نمی شود و بلکه بر حمایت مشکوک آنان افزوده می شود. با اینهمه شواهد، ردیابی حلقه های مفقوده ای که پروژه تطهیرسازی و فرار به جلو را برای اعمال فشار به دستگاه قضایی، آشفته ساختن فضا و مخفی نگاهداشتن کدها سرنخ های بیشتر آغاز کرده اند، چندان دشوار نیست. منبع
کرسنت را زنگنه آورد
خیز انتخاباتی اشرافیت
ارتباط هاشمی رفسنجانی با سازمان مجاهدین خلق(منافقین):
خواب ترسناک هاشمی از کوچه باغ بهرمان
از خانه خشتی هاشمی در روستای بهرمان
«هاشمی»، هویت و گذشته خود را فراموش کرده است
سخنان هاشمی مصداق عمل مجرمانه است
خبرسازی های هاشمی
پس از اظهارات هاشمی
انقلابی شدن روستاییها مذموم است یا جتاسکی سواری انقلابیها؟
[عناوین آرشیوشده]
بازدید دیروز: 21
کل بازدید :360748
تیر
مرداد 86
شهریور 86
مهر 86
آبان 86
آذر 86
دی 86
بهمن 86
اسفند 86
فروردین 87
اردیبهشت 87
خرداد 87
تیر 87
مرداد 87
شهریور 87
مهر 87
آبان 87
آذر 87
دی 87
بهمن 87
اسفند 87
فروردین 88
اردیبهشت 88
خرداد 88
تیر 88
مرداد 88
شهریور 88
مهر 88
آبان 88
آذر 88
دی 1388
بهمن 1388
اسفند 1388
فروردین 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
خرداد 89
تیر 89
مرداد 89
شهریور 89
مهر 89
آبان 89
آذر 89
دی 89
بهمن 89
اسفند 89
فروردین 90
خرداد 90
تیر 90
مرداد 90
شهریور 90
مهر 90
آبان 90
آذر 90
دی 90
بهمن 90
اسفند 90
فروردین 91
اردیبهشت 91
خرداد 91
تیر 91
مرداد 91
شهریور 91
مهر 91
آبان 91
آذر 91
دی 91
بهمن 91
اسفند 91
فروردین 92
اردیبهشت 92
خرداد 92
تیر 92
مرداد 92
شهریور 92
مهر 92
آبان 92
آذر 92
دی 92
بهمن 92
اسفند 92
فروردین 93
اردیبهشت 93
خرداد 93
تیر 93
مرداد 93
شهریور 93
مهر 93
آبان 93
آذر 93
دی 93
بهمن 93
اسفند 93
فروردین 94
اردیبهشت 94
خرداد 94
تیر 94
مرداد 94

فدایی سید علی
نصیحت به مسئولین جامعه اسلامی
خبرگزاری فارس
امام سجّاد و صحیفه سجّادیه
قطره جستجو گر
عبرتها
قطره
وبلاگ گروهی مطلع الفجر
اسلامی