سفارش تبلیغ
صبا ویژن
هنگامی که دانشمندی می میرد، چنان شکافی در اسلام پدید می آید که جز جانشینش آن را پر نسازد . [امام علی علیه السلام]
ارزش نیوز

خجالت نکشید ! توبه کنید ! (یادداشت روز)
اخیراً یکی از روحانیون مدعی اصلاحات و عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز طی سخنانی در مراسم نوزدهمین سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) که از سوی آیت الله طاهری امام جمعه سابق اصفهان و جمعی از مدعیان اصلاحات در این شهر برپا شده بود، زبان به هتاکی و فحاشی کم سابقه ای علیه آیت الله مصباح یزدی گشوده است. سخنان این مدعی اصلاحات که چند ماه قبل نیز با تحریف نظر صریح حضرت امام درباره نهضت آزادی تلاش کرده بود سوابق ضد امامی و ضد انقلابی این گروهک منحرف را پاک کند! ارزش نقد ندارد ولی از آنجا که مدتی است جریان مدعی اصلاحات به تلویح یا تصریح از دیدگاه انحرافی جدایی دین از سیاست حمایت کرده و نظرات امام راحل(ره) را مخصوصاً به نفع این حرکت ضد انقلابی تحریف می کند و در همان حال دانشمندانی را که به دفاع از خط مبارک حضرت امام(ره) و مخالفت با دیدگاه انحرافی جدایی دین از سیاست برخاسته اند به باد فحش و ناسزا می گیرد، اشاره به نکاتی در این باره ضروری به نظر می رسد.
1- ابتدا به این نمونه ها توجه کنید؛
«تفکر شیعه موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است»!، «قوانین اسلامی متعلق به 14 قرن پیش است و جوابگوی مشکلات جوامع در زمان حال نیست»! «فرهنگ شهادت طلبی باعث ترویج خشونت می شود»، «انقلاب اسلامی شبیه استبداد قجری است»! «هیئت های مذهبی منشا خشونت هستند و بسیجی ها اعضای تشکیل دهنده این هسته ها می باشند»! «اصلی ترین مشکل اصلاحات این است که در کشور ما ایران هنوز خدا نمرده است»! «قلم فقها در طول تاریخ آغشته به خون اندیشمندان بوده است»! «راه و بینش امام خمینی باید به موزه تاریخ سپرده شود»! «ائمه معصومین هم قابل نقد هستند»! «این نظریه که سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست است، زائیده افکار عامیانه است»! «امام حسین قربانی خشونت جدش درجنگ های صدر اسلام شد»! «مظاهر دینی مانند حجاب و حیای زنان، نماد عقب افتادگی است»! «جوانانی که به مسجد می روند و کتاب های مذهبی می خوانند از نظر ساختار فکری و روانی ضعیف هستند»! «مبارزه با اسرائیل مبنای فقهی و حقوقی ندارد»! «اثبات حق حاکمیت به معنای حقوقی آن برای خدا اشکالات فراوانی دارد»! «دستورات طالبان و قوانین مصوب در ایران از یک کاسه است»! «اندیشه ارزش گرایی اسلامی از سنخ تفکر طالبان است»! «امام را باید نقد کرد»! «انزوا و عقب افتادگی ثمره دو دهه انقلاب است»! «قرآن قابل نقد است»! و...
موارد فوق، فقط اندکی از بسیارها و بخش کوچکی از هزاران نمونه مشابه دیگر است که مدعیان اصلاحات طی 8 سال حاکمیت بر دولت و مجلس، در مقاله ها، مصاحبه ها، سخنرانی ها و سمینارهای خود علیه خدا، رسول خدا(ص)، ائمه اطهار(ع)، اسلام، انقلاب، امام(ره)، نظام، مردم و... بر زبان و قلم خویش آورده اند و تمامی آنها به صورت مکتوب و مستند موجود و برای همگان قابل دسترسی است.
نکته قابل توجه آن که تقریباً تمامی مدعیان اصلاحات از این نظرات و دیدگاههای زشت و پلشت حمایت کرده و یا بدون اعتراض و موضع گیری از کنار آن گذشته اند و در این میان سکوت همراه با حمایت برخی از اعضای مجمع روحانیون مبارز که یکی از گروه های اصلی در جبهه موسوم به اصلاحات بوده اند، بسیار سؤال برانگیز و غیر قابل توجیه است و معلوم نیست چگونه می توان پذیرفت افرادی در کسوت روحانی - و بعضاً با سوابق انقلابی- و ادعای اعتقاد به مبانی اسلام و انقلاب در مقابل اینهمه اهانت و پلشتی علیه خدا و پیامبر و ائمه و اسلام وانقلاب و امام نه فقط سکوت کرده و کمترین عکس العملی نشان ندهند، بلکه با اهانت کنندگان ائتلاف حزبی و سیاسی نیز داشته باشند؟! مخصوصاً آن که این هجوم بی شرمانه به مبانی اسلام و انقلاب در خلوت و به طور پنهانی صورت نگرفته که آقایان بتوانند سکوت در برابر آن و یا حمایت از اهانت کنندگان را به بهانه «بی خبری» توجیه کنند. همه این مواضع ضد اسلامی و ضد انقلابی در روزنامه ها و نشریات زنجیره ای متعلق به جبهه اصلاحات چاپ و منتشر شده و این نشریات و گردانندگان آن به صراحت و آشکارا مورد حمایت و پشتیبانی مالی و سیاسی گروههای مدعی اصلاحات- از جمله مجمع محترم روحانیون مبارز- بوده است. بنابراین چگونه است که اگر بخشدار فلان نقطه دور افتاده کشور، سخنی برخلاف حزب و گروه آقایان بر زبان می آورد، بلافاصله علیه او موضع گرفته و به جرم این که «اصلاحات را درک نکرده است» از کار برکنارش می کردند، اما در مقابل اهانت آشکار و صریح همفکران و هم حزبی های خود به اسلام و امام و انقلاب، از یک اعتراض خشک و خالی هم دریغ می ورزیدند؟! البته برخی از آنان، از جمله جناب آقای کروبی در مواردی با اینگونه اهانت ها به شدت برخورد می کرد و حتی در نمونه ای از این برخوردها از محافل آمریکایی و اسرائیلی به عنوان خاستگاه احتمالی تبلیغات سوء مدعیان اصلاحات یاد کرده بود و این روزها نیز آشکارا می کوشد با سایر گروه های مدعی اصلاحات مرزبندی روشن و مشخصی داشته باشد.
2-اکنون با سوابقی که فقط به گوشه ای از آن اشاره شد به آسانی می توان پاسخ این دو پرسش را یافت. اول؛ آن که چرا آمریکا از جبهه اصلاحات حمایت می کند؟و دوم این که چرا مدعیان اصلاحات به مدافعان خط مبارک امام(ره) حمله می کنند؟
الف: درباره پرسش اول باید گفت، مقامات آمریکایی و شخص بوش علی رغم کینه عمیقی که از اسلام، انقلاب و امام راحل(ره) دارند، وظیفه خود می دانند آشکارا از جبهه اصلاحات حمایت کنند تا آنجا که رئیس جمهور آمریکا در نطق سالانه خود به دولتمردان و سرمایه داران بزرگ آمریکایی که نگران شکست های پی در پی اصلاح طلبان در انتخابات ایران بودند، اطمینان می دهد همه امکانات خود را برای حمایت از این جبهه به کار گیرد... چرا...؟!
ممکن است اصلاح طلبان ادعا کنند حمایت آشکار بوش از آنها برای بدنام کردن این جبهه بوده است که باید گفت؛ اگر مواضع و عملکرد جبهه اصلاحات با مواضع و خواسته های رسماً اعلام شده آمریکا همخوانی و انطباق نداشت، ادعای اصلاح طلبان قابل قبول بود ولی در حالی که مواضع و عملکرد مدعیان اصلاحات با خواسته های آمریکا انطباق کامل دارد، حمایت دولتمردان آمریکایی از مدعیان اصلاحات نه فقط تعجب آور نیست، بلکه این حمایت توضیح و علت کاملاً روشنی نیز دارد. مگر آمریکا بینش و منش حضرت امام(ره) را اصلی ترین دشمن خود نمی داند؟ بنابراین وقتی اصلاح طلبان این بینش و منش و خاستگاه آن یعنی اسلام ناب محمدی(ص) و پیامبر خدا (ص) و ائمه معصومین(ع) را مورد هجوم قرار می دهند، بدیهی است که آمریکا این جبهه را دوست و حامی خود تلقی کند که می کند.
ب: و اما با توجه به شرح مستندی که از مواضع و عملکرد مدعیان اصلاحات ارائه شد پاسخ پرسش دوم یعنی انگیزه مدعیان اصلاحات از حمله به مدافعان بینش و منش حضرت امام(ره) نیز بی نیاز از توضیح است و کسانی که آشکارا از بینش و منش امام راحل(ره) به عنوان مانع اصلاحات موردنظر خود یاد می کنند بسیار بدیهی است که مدافعان خط مبارک حضرت امام(ره) را دشمنان سیاسی خود تلقی کرده و روشنگری های عالمانه و مستند آنان را یکی از عوامل اصلی رویگردانی مردم از جبهه اصلاحات بدانند و از آنجا که بسیاری از سرکردگان جبهه مدعی اصلاحات نشان داده اند فقط به قدرت سیاسی آنهم برای بهره گیری بیشتر از چرب و شیرین دنیا می اندیشند، تمامی عواملی که مانع رسیدن آنها به قدرت باشد-از جمله روشنگری های دانشمندی مانند آیت الله مصباح یزدی- را به چشم دشمن می نگرند!
بدیهی است که در این میان، نمی توان نقش عوامل دیگری نظیر کج فهمی، کم سوادی، حسادت، تعصب های کور حزبی و امثال آن را نادیده گرفت.
3-نگاهی گذرا به سخنان عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در حسینیه اعظم اصفهان به وضوح نشان می دهد که اظهارات وی مجموعه ای از دروغ بافی، فحاشی، وارونه نمایی و عقده گشایی کور علیه آیت الله مصباح یزدی است و این برخورد ضمن آن که از کم سوادی و فقدان آگاهی دینی و سیاسی سخنران حکایت می کند، نشانه عصبانیت مشارالیه از دفاع جانانه، دائمی و عالمانه آیت الله مصباح یزدی از خط مبارک حضرت امام(ره) نیز هست!
عضو مرکزیت مجمع روحانیون مبارز در حالی آیت الله مصباح یزدی را به دوری از خط امام(ره) متهم می کند که آیت الله مصباح در میان بزرگان حوزه، مبارزان قبل از پیروزی انقلاب و توده های مردم به دفاع از بینش و منش امام راحل(ره) و مخصوصاً مخالفت علمی و مستند با تفکر جدایی دین از سیاست، شناخته می شود و صدها جلد کتاب و جزوه، هزاران ساعت سخنرانی و مصاحبه مکتوب و مضبوط ایشان گویاترین گواه آن است. آقای مدعی اصلاحات آیت الله مصباح را به رئیس فرقه مصباحیه! و مشابه طالبان معرفی می کند! و عمداً فراموش می کند که حزب ایشان هنگام حمله آمریکا به افغانستان از گروه طالبان به عنوان یک جریان انقلابی! یاد کرده و پیشنهاد حمایت از گروه طالبان در جنگ با آمریکا را داده بود! یادتان که نرفته؟! و یا عمداً فراموش کرده است که هم حزبی های ایشان به تبعیت از آمریکا و اسرائیل نوشته بودند جمهوری اسلامی ایران -یعنی یادگار امام راحل(ره)- همطراز طالبان است!! و یا به عمد از خاطر خود برده اند که در اوج حملات ناجوانمردانه مدعیان اصلاحات به بینش و منش حضرت امام(ره) و در حالی که همین آقای مدعی اصلاحات و دوستان هم حزبی او، از این حملات حمایت کرده و یا در مقابل آن سکوت کرده بودند، آیت الله مصباح یزدی در سلسله مباحث خود در نمازجمعه تهران به دفاع مستند و عالمانه از بینش سیاسی و معرفتی حضرت امام(ره) پرداخت و در همان حال طعنه های امثال سخنران حسینیه اعظم اصفهان و دوستان هم حزبی او را به جان خرید و دست از عقیده راسخ خود به راه امام(ره) نکشید...
حالا باید از این آقای مدعی اصلاحات پرسید؛ حضرتعالی و دوستان هم حزب و جبهه تان که بسیج را عامل خشونت می دانستید و فریاد «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد»! سر می دادید و معتقد بودید بینش امام باید به موزه تاریخ سپرده شود! و... خط امامی هستید؟ یا آیت الله مصباح که هزاران ساعت سخنرانی در محافل و مجامع مختلف و از جمله در جمع بسیجیان برای تبیین و ترویج خط امام(ره) داشته است؟! اسناد موجود را که نمی توانید انکار کنید. راستی! یادتان هست امام راحل(ره) درباره همین بسیج- که حزب شما آنها را عامل عقب افتادگی و خشونت می داند!- فرموده بود: «من به دست و بازوی بسیجیان بوسه می زنم و به این بوسه افتخار می کنم» و یادتان نرفته که همان بزرگوار گفته بود: « از خدا می خواهم با جمع بسیجیان محشورم فرماید»... خجالت نکشید! توبه کنید!
حسین شریعتمداری    

منبع



  • کلمات کلیدی :
  • ارزش خبر ::: دوشنبه 87/3/20::: ساعت 6:15 عصر

    جانشین فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح:
    برای همیشه تکلیف امریکا را روشن می کنیم

    جانشین فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح، با اشاره به توانمندی های شگرف نظامی ارتش و سپاه تاکید کرد در صورت حمله امریکا، برای همیشه تکلیف امریکا را روشن می کنیم.

    به گزارش ایسنا، سرلشکر غلامعلی رشید در نخستین گردهمایی سراسری مسؤولان و رابطین سیاسی شعب ارتش جمهوری اسلامی ایران، تصریح نمود: از زمان پایان جنگ تحمیلی تاکنون با تدبیر فرمانده معظم کل قوا و تاکتیک فرماندهان و کارشناسان زبده نظامی در ارتش و سپاه از بروز شش جنگ جلوگیری کرده ایم.

    جانشین فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح در ادامه توانایی ایران در پاسخ قاطع به دشمن و نیز راهبرد بازدارندگی فعال ایران را به‌‌عنوان دو عامل بازدارنده تهاجم امریکا به جمهوری اسلامی ایران برشمرد و با بیان این سؤال که «تا کجا باید ایستاد؟» عنوان کرد: در مقابل چنین دشمنی که اصل وجود تو را هدف قرار داده است عقب‌نشینی معنا ندارد و ایستادگی و مقاومت در برابر او پیروزی است.

    رشید همچنین تاکید کرد: ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حرکات غیرقابل پیش‌بینی و تاکتیک های مبتکرانه می توانند آنچنان ضربات مهلکی بر امریکا وارد کنند تا برای همیشه تکلیف ما با امریکا روشن شود. اگر امریکا در محاسبه اشتباه کند، تکلیفش برای ایران مشخص می شود.



  • کلمات کلیدی :
  • ارزش خبر ::: یکشنبه 87/3/19::: ساعت 10:3 عصر

      واکنش سخنگوی جامعه روحانیت به هتاکی محتشمی
    حمله به آیت‌الله مصباح بخاطر افشای لیبرال‌ها مسبوق به سابقه است

    سخنگوی جامعه روحانیت مبارز در واکنش به هتاکی اخیر علی اکبر محتشمی علیه آیت الله مصباح یزدی گفت: کسانی که ادعا می کنند چندین سال در محضر امام(ره) بوده اند، طبیعتاً می بایست بیش از دیگران از اندیشه های امام آگاه باشند و از ایشان درس گرفته باشند.

     حجت الاسلام احمد سالک در گفتگو با رجانیوز، با بیان اینکه به یاد نداریم امام به کسی اینگونه توهین کرده باشند، اظهار داشت: اگر مواضع امام(ره) را درباره افراد مختلف مورد مطالعه قرار دهیم، خواهیم دید که موضع ایشان نسبت به افراد خدوم و دانشمند بسیار نیکو بود.

     وی همچنین تأکید کرد: آیت‌الله مصباح شخصیتی است که عمر خود را صرف خدمت به اسلام و حوزه های علمیه و تربیت طلاب فاضل کرده است و جسارت به چنین شخصیتی شایسته افرادی که مدعی هستند از نزدیکان امام(ره) بوده اند، نیست.

     سالک در ادامه با تأکید بر اینکه محتشمی باید در قبال اتهاماتی که به آیت الله مصباح یزدی نسبت داده در محضر خداوند پاسخگو باشد، تصریح کرد: امیدوارم آقای محتشمی درباره این حرکتی که در پیش گرفته اندیشه کرده و در رویه خود تجدید نظر کند.

     وی با اشاره به تعابیر ارزشمند رهبر انقلاب درخصوص آیت الله مصباح مبنی بر اینکه ایشان خلأ علامه طباطبایی و شهید مطهری را جبران می کند، ادامه داد: با دقت در بیانات رهبر انقلاب می توان جهت حرکت آیت الله مصباح را یافت.

     سالک با بیان اینکه اینگونه سخن گفتن باعث خدشه در وحدت میان علما و بزرگان و در نهایت جامعه می شود، یاد آور شد: چقدر خوب بود اگر آقای محتشمی انتقادی هم داشتند، پیش از طرح در مجامع عمومی، حضوراً مباحث خود را عنوان می کردند.

     وی حمله و هجمه علیه آیت الله مصباح را مسبوق به سابقه خواند و افزود: مباحث علمی و منطقی که آیت الله مصباح مطرح می کردند، به خصوص سلسله سخنرانی های ایشان در نماز جمعه که به افشای حرکت لیبرال ها و متحجرین داخلی اختصاص داشت، موجب پریشانی مخالفین ایشان شده بود.

     سالک با اشاره به حرمت شکنی هایی که اخیراً علیه امام(ره) صورت گرفت، ادامه داد: جای تعجب است که این آقایان دربرابر کسانی که اینگونه به امام(ره) توهین کردند، سکوت کردند اما نسبت به شخصیتی که خدمات فراوانی به اسلام و انقلاب کرده و مورد تایید و محبت ولی فقیه و همه علماست، اینچنین هجمه وحمله می کنند.

     وی در پایان گفت: بنده نمی دانم چه سودی از این کارها می خواهند ببرند اما مرور زمان حقایق را روشن خواهد کرد.

     گفتنی است محتشمی که هفته گذشته به مناسبت ارتحال امام(ره) در حسینیه اعظم اصفهان به دعوت طاهری اصفهانی سخنرانی می کرد با حمله و هتاکی به آیت الله مصباح ادعا کرده بود: فردی مطرح می کند که این جمهوریت که امام از آن دم می زند، بر اساس مقتضیات قبل از انقلاب مطرح شده است و گرنه رأی مردم ملاک نیست و در اسلام جمهوری نداریم، یعنی این آقا که در راس فرقه مصباحیه قرار گرفته است، به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است. متأسفانه امروز افرادی که مسائل اولیه اسلام را درک نکرده اند، ایدئولوگ یک جریان تندرو شده اند و هیچ تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد و افرادی که هیچ اهمیتی برای مردم، ملت ایران و جوانانی که به عنوان یک رکن از ارکان انقلاب برای امام مطرح بودند، قائل نیستند، از افکار امام پیروی نمی کنند.

     خبر مرتبط:

     هتاکی کم سابقه محتشمی به آیت الله مصباح: تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام وجود ندارد!



  • کلمات کلیدی :
  • ارزش خبر ::: یکشنبه 87/3/19::: ساعت 9:49 عصر

    برخی درصدد حذف ابعاد عدالتخواهانه انقلابند/ ملت اجازه نخواهد داد
    *

    این وصیت نامه را بازخوانی و در نکات فراوان آن تأمل کنند چراکه در واقع دستورالعملی ملی برای پیشرفت و سرافرازی ایران است. هیچ فرد و جریان و طبقه ای جز ملت، مالک و صاحب انقلاب نیست و مردم نیز این دارایی عظیم و این امانت الهی را با حفظ هویت و جهت گیری های انقلاب حفظ خواهد کرد.   ادامه



  • کلمات کلیدی :
  • ارزش خبر ::: چهارشنبه 87/3/15::: ساعت 10:42 عصر

      گزارش فاینشنال تایمز از مصاحبه با ثمره هاشمی:
    دست راست احمدی نژاد

     روزنامه انگلیسی فایننشال تایمز گزارشی از مصاحبه با سید مجتبی ثمره هاشمی مشاور ارشد رئیس جمهور با عنوان "دست راست احمدی نژاد" منتشر کرد.

     

    به گزارش رجانیوز، در این نوشته از ثمره هاشمی به عنوان "مشاور ارشد" یا حداقل دست راست رئیس جمهور یاد شده که در سفرهای داخلی و خارجی، به ندرت می توان احمدی نژاد را بدون وی دید.

     

    گزارشگر ایرانی این روزنامه انگلیسی ادامه می دهد: ثمره که عمر دوستی اش با رئیس جمهور به روزهای دانشگاه بر می گردد، این دیدگاه را که برخی تحلیلگران و مخالفان دولت مطرح می کنند که او قدرت پشت پرده دولت اصولگرای ایران است، رد کرد.

     

    فاینشنال تایمز می افزاید: وی در مصاحبه ای کم سابقه از دفتر ریاست جمهوری در تهران، با تأکید بر اینکه صرفاً بر اساس آنچه رئیس جمهور از او می خواهد، به دولت کمک می کند، گفت ما همکار هستیم. طبیعتاًَ دوستی هایی که در جوانی و به ویژه در دانشگاه شکل می گیرد،‌ مستحکم تر است و بیشتر ادامه می یابد.

     

    به نوشته این روزنامه، ظهور گروهی از سیاستمداران محلی نسبتاً ناشناخته که در انتخابات شورای شهر سال 2003 مطرح شدند و 2 سال بعد ریاست جمهوری را به دست آورند،‌ همچنان بسیاری از ناظران را مبهوت ساخته است. احمدی نژاد در انتخابات 2005 با مبارزه انتخاباتی که بر محور مبارزه با فساد متمرکز بود، پیروز شد.

     

    ثمره می گوید: "این انتخاب مردم بود." وی با رد هر گونه حمایت خاص سپاه از احمدی نژاد، می افزاید سپاه هم همچون گروه های دیگر جامعه، در این انتخابات شرکت کرد. بر خلاف اعای بسیاری از تحلیلگران،‌ احمدی نژاد از فرماندهان سپاه نبوده است.

     

    ثمره پیش از این به عنوان معاون استاندار کردستان و دبیر کل ارزیابی کارمندان در وزارت خارجه فعالیت داشت و پس از آن مدت کوتاهی را به عنوان معاون وزیر کشور در دولت فعلی سپری کرد.

     

    وی می گوید: "ما راه کمک به مردم در مناطق فقیر را انتخاب کردیم."

     

    احمدی نژاد و ثمره هر دو از فعالان سیاسی پیش از انقلاب بودند. آنها پس از انقلاب در دانشگاه معروف علم وصنعت "انقلاب فرهنگی" را به پیش ببرند. این اقدام به بسته شدن دانشگاه ها به مدت حدود 2 سال و نیز اخراج دانشجویان و استادانی انجامید که "غیر اسلامی" شمرده می شدند.

     

    هم احمدی نژاد و هم ثمره گروه های سیاسی رقیب از جمله اصلاح طلبان و محافظه کاران عملگرا را به دور شدن از آرمان های انقلاب 1979 متهم می کنند.

     

    عدالت، اولین واژه ای است که ثمره با لحنی که بسیار تداعی کننده لحن احمدی نژاد است، برای توصیف سیاست های دولت به کار می برد.

     

    او تاکید می کند که سیاست خارجی دولت بر اساس اصول عدالت، رأفت بین انسان ها، توحید و حفظ حرمت انسان ها استوار است و این اصول ایران را از ارتباط با هیچ کشوری به جز اسرائیل باز نمی دارد. وی توضیح می دهد "اسرائیل با این اصول هماهنگی ندارد."

     

    ثمره می گوید ایران صرف نظر از اینکه پیروز میدان در انتخابات ریاست جمهوری امریکا چه کسی باشد، می تواند با وی گفت وگو کند اما این گفت و گو باید با شرایط برابر صورت گیرد.

     

    وی به ادعای مخالفان که می گویند نیروهای میانه رو تر در انتخابات آینده پیروز خواهند شد، می خندد و می گوید اطمینان دارد به رغم برخی مشکلات اقتصادی که "می آیند و می روند"، محبوبیت دولت همچنان پابرجاست.

     

    ثمره در پایان می گوید با توجه به موفقیت احمدی نژاد، وی احتمالا در انتخابات آتی بار دیگر شرکت خواهد کرد. وی می پرسد: "آیا کسی طور دیگری فکر می کند؟"



  • کلمات کلیدی :
  • ارزش خبر ::: یکشنبه 87/3/12::: ساعت 3:0 عصر

    سید حسن نصرالله: افتخار می کنیم عضو حزب ولایت فقیه هستیم
    سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان طی سخنانی در اجتماع باشکوه مردم بیروت که به مناسبت پیروزی جدید حزب الله در اجلاس دوحه برگزار شد، تاکید کرد حزب الله افتخار می کند که عضو حزب ولایت فقیه است.
    به گزارش شبکه خبری المنار، سیدحسن نصرالله اظهار داشت: فرعون زمان ما آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند، برخی فکر می کنند که ما ضعیف هستیم و فرزندان ما را قتل عام می کنند و حرمت زنان و خاندان ما را محترم نمی شمارند ولی فراموش کرده اند که وعده خداوند چگونه است و به ما کمک می کند. وی افزود، مقاومت نمونه بارز و راهبردی بسیار مستحکم در دو عرصه است، راهبرد آزادسازی و راهبرد دفاعی.
    سیدحسن نصرالله تصریح کرد، ما در راهبرد دفاعی از ملت در برابر تهدیدهای دشمنان دفاع خواهیم کرد.
    این پیام مشترک ما به مردم لبنان و به تمام گروه های مقاومت فلسطینی است همچنین به مقاومت عراق.
    وی افزود، زمانی که رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان در سال 1978 حمله کرد و بخشی از جنوب لبنان را اشغال کرد ما منتظر بودیم که جامعه بین الملل و بالاخص جهان عرب به کمک ما بشتابد، در حالی که جامعه عربی ساکت ماند و هیچ کس کمکی به ما نکرد.
    وی تصریح کرد در سال 1982 به لبنان حمله شد و این خواست کسانی بود که دشمن لبنان بودند و می خواستند که اسرائیل به لبنان حمله کند.
    در آن زمان لبنانی ها دچار دودستگی شدند و در مورد اینکه چگونه باید با اشغالگران برخورد شود شکاف در میان لبنانی ها ایجاد شد.
    برخی بی طرفی را پیش گرفتند برخی مانند آنتوان لحد راه مزدوری را پیش گرفتند، برخی منافعشان با اشغالگران یکی بود که سکوت را در پیش گرفتند و یک گروه بودند که با اشغالگران مخالفت کردند ولی راه مبارزه را پیش نگرفتند، تنها یک گروه بود که با اشغالگران در افتادند و خون خود را فدای منافع ملتشان کردند.
    دبیرکل حزب الله لبنان گفت، در فلسطین و عراق هم همین وضعیت است و چنددستگی وجود دارد.
    وی تاکید کرد، آزادی سرزمین و آزادی انسانیت و آزادی اسراء با خون و شمشیر به دست می آید.
    سیدحسن نصرالله تصریح کرد، مقاومت به توان خود تکیه دارد و در این میان تنها کشورهایی که از مقاومت حمایت کردند ایران و سوریه است که ما از ایشان قدردانی و حمایت می کنیم.
    وی اضافه کرد، امروز هر ثمره ای که در فلسطین محقق شده از اول تاکنون به خاطر جهاد و مقاومت مردم این کشور بوده است.
    وی خاطر نشان کرد، رژیم صهیونیستی بار دیگر از جنوب لبنان عقب نشینی کرد و بار دیگر در حالی که در مذاکرات جا می زد پیروزی دیگری محقق شد.
    سیدحسن نصرالله گفت، امروزه از لبنان تا فلسطین بر همه ثابت شده است که ملت های لبنان و فلسطین اجازه نمی دهند که بار دیگر موضوع نکبت تکرار شود.
    وی اضافه کرد، در عراق هم اشغالگری آمریکائیان عیان و آشکار است و بخشی از عراقی ها به مذاکره و بخشی به مقاومت متوسل شدند.
    وی اظهار داشت، امروز در عراق رسوایی آمریکا و بازی و فریب ایجاد دموکراسی کاملاً بر همگان فاش شده است.
    آمریکائیان از پارلمان و دولت عراق چه می خواهند؟ می خواهند اشغالگری آمریکا رسمیت یابد. سیدحسن نصرالله گفت، آمریکا می خواست پروژه اسرائیل بزرگ را از نیل تا فرات محقق سازد ولی این طرح و اندیشه در جنوب لبنان با شکست مواجه شد.
    دبیرکل حزب الله لبنان گفت، من به نام ملت لبنان خطاب به ملت عراق می گویم که عراقی ها موضع سیاسی خود را اعلام کنند تا تاریخ در رابطه با آنها قضاوت کند.
    وی تاکید کرد، ما عراق را امروز دعوت به انتخاب گزینه مقاومت می کنیم، راهبردی که ملت لبنان و فلسطین آن را برگزیدند، ما نیز نمونه بارزی را در راهبرد دفاعی ارائه دادیم.
    سیدحسن نصرالله گفت، چگونه یک مقاومت کوچک توانست بزرگترین دستگاه نظامی منطقه خاورمیانه را شکست دهد، بنابراین ما بزرگترین راهبرد نظامی را که حتی در دانشگاه ها تدریس نمی شود در عمل به اجرا درآوردیم.
    دبیرکل حزب الله لبنان همچنین گفت، ما با تمام افتخار و به نام ملت قهرمان لبنان اعلام می کنیم که مقاومت لبنان توانست جنگ و تجاوز رژیم صهیونیستی را شکست دهد.
    وی تصریح کرد، پس از شکست رژیم صهیونیستی در لبنان احتمال حمله آمریکا به ایران کاهش یافت. سیدحسن نصرالله تاکید کرد، با افتخار می گویم که اسرائیل و آمریکا شکست خوردند، ملت شریف لبنان در جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی را شکست داد، و از این به بعد اسرائیل دیگر هرگز نمی تواند به صورت جدی در منطقه بجنگد.
    وی همچنین خاطر نشان کرد، حتی پس از اینکه بوش به منطقه آمد و به رژیم صهیونیستی چراغ سبز داد برای حمله به غزه، ولی اسرائیل حساب کار خود را کرد و فهمید که دیگر نمی تواند در مقابل ملت های مقاوم منطقه ایستادگی کند.
    دبیرکل حزب الله لبنان اظهار داشت، فرعون زمان ما جرج بوش وقتی به منطقه آمد و نکبت را نادیده گرفت و از اسرائیل حمایت کرد و مقاومت فلسطین، لبنان و عراق را نادیده گرفت بداند که اسرائیل رو به زوال است و حزب الله باز هم شکست سختی به اسرائیل خواهد داد.
    وی همچنین تاکید کرد، بوش بداند که اسرائیل رو به زوال است و حق با حزب الله است.
    دبیرکل حزب الله لبنان گفت، از دولت های عربی و از دولت لبنان می خواهم که به صورت جدی راهبرد مقاومت و دفاع را در نظر داشته باشند. ما به راهبردی برای آزادسازی مزارع شبعا و بلندی های «کفر شوبا» نیاز داریم و برای آزادسازی اسراء هم برنامه داریم.
    سیدحسن نصرالله گفت، من در بنت جبیل سخنرانی کردم ولی شرم داشتم که پیروزی را از آنجا اعلام کنم و آن را به کل ملت های اسلامی و عربی تبریک بگویم.
    دبیر کل حزب الله لبنان گفت، من و مقاومت وظیفه خود را انجام دادیم و از کسی انتظار هدیه و پاداش نداریم. من در بنت جبیل گفتم که حزب الله به دنبال دولت و قدرت نیست. ما جنایتکاران را تحویل دادیم و از دولت خواستیم کنترل نوار مرزی را به دست بگیرد و موضع خود را تغییر ندادیم. وی همچنین افزود، اما دولت چه کرد، هشت سال گذشت و همواره به دنبال قدرت بودند. به مناطق محروم نرفتند فقط مالیات گرفتند ولی ما در آنجا به دنبال تغییرات در کالبد سیاسی نبودیم.
    وی گفت، جناح حاکم با حمایت خارجی ها از ما می خواستند که سلاح خود را تحویل دهیم ولی ما حرمت خود را نگه داشتیم و به نام حزب الله باز هم تکرار می کنم که ما قدرت نمی خواهیم، تسلط نمی خواهیم زیرا لبنان کشوری خاص با طایفه های خاص است.
    دشمن به خیال آن که به ما تهمت می زند می گوید حزب الله عضوی از حزب ولایت فقیه است. اما من اعلام می کنم افتخار ما آن است که عضوی از حزب ولایت فقیه هستیم.
    رهبر حزب الله لبنان تصریح کرد ، من قول می دهم که اسرای لبنان در اسرائیل را آزاد می کنیم.
    وی افزود، ما نمی خواهیم در لبنان جنگ طایفه ای درگیرد ما می خواهیم لبنان را از وعده تابستان گرمی که فرعون(بوش) وعده داده بود برحذر داریم.
    دبیر کل حزب الله لبنان گفت، من بار دیگر اعلام می کنم که ما خواستار مشارکت ملی واقعی هستیم، خواستار همکاری هستیم و نمی خواهیم گروهی بر گروه دیگر چیره شود؛ ائتلاف واقعی باید در لبنان شکل گیرد.
    وی تأکید کرد، من از اجرای اصلاحات در لبنان حمایت می کنم و از حزب ولایت فقیه (حزب الله) اعلام می کنم که خواستار اصلاحات در لبنان هستیم.
    سیدحسن نصرالله گفت، همه جهان می دانند که دوستان ما هیچ چیزی را به ما تحمیل نمی کنند ما در اجلاس دوحه صاحب تصمیم بودیم.
    دبیر کل حزب الله لبنان با اشاره به تحولات اخیر این کشور تصریح کرد، در روزهای اخیر زخم های عمیقی در جامعه رخ داد و ما را در برابر دو گزینه قرار داد و مسئولیت ما این است که یا زخم ها را عمیق تر کنیم و یا مداوا کنیم و بهبود ببخشیم ولی ما طرفدار بهبود زخم ها و اتحاد هستیم.
    سید حسن نصرالله گفت، من در اینجا در جشن پیروزی و جشن آزادسازی از دولت قطر، وزرای عرب، دبیرکل اتحادیه عرب و تمام کسانی که در اجلاس دوحه برای رسیدن به توافق گروه های لبنانی تلاش کردند قدردانی می کنم.
    وی اظهار داشت، در مورد سلاح بار دیگر تاکید می کنم که سلاح مقاومت برای مقابله با دشمن و آزادسازی سرزمین و دفاع از خاک لبنان است و برای اهداف سیاسی نیست.
    سید حسن نصرالله تاکید کرد این سلاح برای دفاع از ملت، دولت و تمامیت ارضی لبنان است و علیه گروه یا حزب خاصی نیست.
    وی اضافه کرد، دولت از این سلاح نباید برای انجام پروژه های کشورهای خارجی استفاده کند، یا مثلا از قدرت مقاومت در برابر اسرائیل کم کند بلکه باید بالعکس این سلاح فقط دشمن صهیونیستی را نشانه رود و در جهت منافع ملت لبنان و دفاع از آنها استفاده شود.
    وی همچنین گفت، انتخاب میشل سلیمان باعث امیدواری مردم شد به خصوص سخنان ایشان در مورد این که در آینده با هوشیاری عمل خواهد کرد. و آرامش به لبنان بازخواهد گشت. سیدحسن نصرالله گفت، ایجاد وحدت ملی و تشکیل دولت وحدت ملی برای حزب الله یک پیروزی بود چرا که نشان داد که در لبنان هیچ گروهی نباید بر گروه دیگر حاکم باشد. وی تصریح کرد، اعتصابات ما در طول یک سال گذشته به خاطر تشکیل دولت وحدت ملی بود. من قبلا هم در آنجا به شما وعده پیروزی دادم و منظور من پیروزی یک گروه بر گروه دیگر نبود بلکه هدف من پیروزی کل لبنان و دولت وحدت ملی بود.



  • کلمات کلیدی :
  • ارزش خبر ::: سه شنبه 87/3/7::: ساعت 6:20 عصر

    اشاره: در شماره پیشین، برخی به اصطلاح فتاوای نوین آقای صانعی را نقل کرده، به نقد آن‌ها پرداختیم. یکی از نظرات جدید وی که از اردیبهشت سال گذشته در گفت‌ و گو با شبکه 6 تلویزیون اسپانیا مطرح و در سال جاری نیز در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی مفصل بیان شد ضرورت تعطیلی حدود الهی در زمان غیبت امام معصوم(ع) یعنی عصر حاضر است را پی می‌گیریم.

    آقای صانعی در گفت‌ و گو با تلویزیون اسپانیا گفت: مطابق یک نظر در فقه اسلام، اجرای حدود، خاص دوران معصوم(ع) است.(1) یک سال پس از آن در مصاحبه با اعتماد ملی در پاسخ به سؤال یک زن خبرنگار که پرسیده بود: «نظر حضرتعالی درباره احکامی مثل پرتاب از کوه یا قطع عضو یا سنگسار که اخیرا صادر شده چیست؟» می‌گوید: «چیزی نگویید که من نتوانم جوابش را بدهم»! آقای صانعی سر انجام پس از اصرار خبرنگار و سؤال دیگری مبنی بر این‌که «آیا این احکام نسخ شده است یا نه؟» خاطر نشان می‌کند: «خیر منسوخ نشده همان گونه که بارها گفته‌ام ولی گوش شنوایی وجود ندارد و فریاد ما نیز به جایی نمی‌رسد. ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلامی ضروری است؛ اما نه به دلیل نسخ، بلکه بر همان مبنایی که میرزای قمی(ره) فرموده که حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم(ع) دارد که از چند و چون آن آگاه است؛ اما در زمان غیبت، تنها راهکار مقابله با جزائم در بخش مجازات‌ها تکیه بر تعزیرات است که در آن مجلس می‌تواند با استفاده از کارشناسان روان‌شناس و جامعه‌شناس و رعایت تناسب بین جرم و جزا، مجازات‌ها را معین کند؛ شیوه‌ای که در همه دنیا اعمال می‌‌شود و در کاهش جرم تاثیر گذار است.»(2) شگفت‌تر از آن، این‌که آقای صانعی می‌کوشد این‌گونه وانمود کند که چنانچه حضرت امام(ره) زنده بودند بر نظرات وی صحه می‌گذاشتند! «به نظر من اگر امام (سلام‌ا... علیه) بود با توجه به هوش سرشار و دانش عمیق و عشق و دلسوزی وافری که نسبت به اسلام داشتند که برای آن از همه چیز گذشته و حاضر به تبعید و تحمل زندان شدند، بی‌تردید با هر آن‌چه که در خصوص تغییر قوانین در جهت حل معضل و رفع مشکل مردم و بیش‌تر کردن علاقه مردم به اسلام و کارآمد نشان دادن احکام اسلامی نوشته می‌شد ولو با نظر فقهی ایشان موافق نبود، مخالفتی نداشت؛ چرا که ایشان اسلام خواه واقعی بود.»(!3) البته او قبلا گفته بود که حضرت امام(ره) با همه آن‌چه که من می‌گویم موافق است؛ چون دو سه مورد آن را با ایشان چک کرده است!

    اظهارات فوق از جهات مختلفی قابل نقد و بررسی است.

    1- مهم‌ترین دلیل آقای صانعی برای اختصاص اجرای حدود به زمان حضور امام معصوم(ع) این است که امام معصوم از چند و چون آن آگاه است ولی ولی فقیه چنین نیست؛ پس باید در زمان غیبت به جای اجرای حدود، بر تعزیرات تکیه کرد، آن هم به شیوه‌ای که در همه دنیا اعمال می‌شود.

    سؤال این است که اگر منظور آقای صانعی این است که شخص امام معصوم(ع) باید حدود را اجرا کند در پاسخ می‌گوییم:

    مگر در زمان حضور امام معصوم(ع) در کشور پهناور اسلامی تمام حدود الهی را شخص امام (ع) اجرا می‌کند؟ آیا امیرالمؤمنین(ع) در زمان خلافت چهار سال و نه ماهه خود در سراسر کشور اسلامی که ایران پهناور آن روز یکی از مناطق آن بود تمام موارد حدود را خود شخصا بررسی و حکم آن را صادر و اجرا می‌فرمودند؟! و مگر امکان دارد که [به‌صورت عادی] امام زمان(عج) پس از ظهور و تشکیل حکومت جهانی خود شخصا متولی قضاوت درباره همه پرونده‌های مربوط به اجرای حدود شوند؟! در آن زمان کسانی بودند که بر اساس معیارها و ملاک‌هایی که در شرع مقدس آمده، به موارد مربوط به حدود رسیدگی می‌کردند - و البته برخی موارد که در مرکز حکومت اتفاق می‌افتاد خود حضرت نیز متولی آن بودند - بدون تردید زمان حکومت حضرت مهدی(عج) نیز، حضرت به قضات وارسته‌ای نیاز دارند که در سراسر جهان، طبق معیارها و ملاک‌های اسلام به قضاوت بنشینند و حدود الهی را اجرا کنند. پس بر اساس همان ملاک که در عصر حضور ائمه(ع) قضات غیر معصوم، اجرای حدود می‌کنند و آگاهی آن‌ها از چند و چون آن کافی است، در زمان غیبت نیز فقها بلکه قضات عادل و عالم می‌توانند بر اساس همان ملاک به اجرای حدود بپردازند.

    و اگر منظور وی از علت عدم اجرای حدود در زمان غیبت امام(ع) این باشد که امام در زمان خودش بر کارهای قضات اشراف دارد و همه ملا‌ک‌ها و معیارهای احکام را بیان می‌کند در پاسخ می‌گوییم:

    این مطلب اختصاصی به حدود و دیات ندارد و این مطلب را باید نسبت به سایر احکام اسلا‌م نیز قائل شد و در نتیجه موجب تعطیلی احکام خواهد گردید. و اگر وی برای تعطیلی حدود در زمان غیبت دلیل خاصی دارد، بیان کند. چگونه است که مراجع و بزرگان و به‌ویژه حضرت امام(ره) به نتیجه‌ای که آقای صانعی رسیده است، نرسیده‌اند!

    ثانیا چگونه است که آقای صانعی اجرای حدودی مانند صد و هشتاد ضربه شلاق برای زنای غیرمحصنه و شرب خمر را برای فقیه جایز نمی‌داند ولی یک رقم کم‌تر از آن یعنی 79 ضربه را برای افرادی در زمان غیبت جایز می‌شمرد؟! تفاوت این دو را با کدام دلیل اثبات می‌کنید؟‌ چرا ولی فقیه می‌تواند به نیابت از امام معصوم، 79 ضربه شلاق بزند ولی 80 ضربه نه؟! چرا حق اعمال تعزیر دارد ولی حق اعمال حدود نه؟! مگر این‌که بگویند تعزیرات هم باید همان تعزیراتی باشد که در آن «زدن» انجام نگیرد و صرفا به زندان یا جریمه نقدی - آن‌گونه که در دنیای امروز رایج است - بسنده شود! ظاهرا مرادشان همین است! «شیوه‌ای که در همه دنیا اعمال می‌شود و در کاهش جرم هم تاثیر گذار است» و نتیجه این فتوی! عملا تعطیلی حدود و بخشی از تعزیرات شرعی است!

    ثالثاً اگر ایشان میان کشور عربستان سعودی، که در آن حد سرقت اجرا می‌‌شود، با کشور امریکا که با غروب آفتاب هیچ کس جرات ندارد با اندکی پول نقد در خیابان‌های شهر رفت و آمد کند، مقایسه‌ای داشته باشد خواهد فهمید که مجازات‌های رایج امروز غرب در کاهش جرم و جنایت تاثیری نداشته است که تازه ما بخواهیم آن نسخه را برای کشور اسلامی ایران بپیچیم؟! گذشته از آن در غرب، صورت مساله بسیاری از گناهان مثل لواط و همجنس‌بازی، ارتباط نامشروع با زنان، شرب خمر و... را پاک کرده، داشتن دوست پسر و دختر برای زن و مرد و هم جنس‌بازی را نشانه تمدن می‌دانند! طبیعی است که در چنین جوامعی دیگر سخن از جرم و مجازات نیست!

    View Raw Image" jQuery1209706966791="14">

    2- آقای صانعی! آیاتی که در قرآن کریم درباره اجرای حدود آمده مثل «الزانیه` و الزانی فاجله و اکل واحد منهما مأه` جلده»(4) و «السارق و السارقه `فاقطعوا ایدیهما»(5) مقید به قید زمان حضور معصوم(ع) نیست بلکه مطلق است و زمان غیبت امام معصوم(ع) را نیز شامل می‌شود. جنابعالی بفرمایید با کدام آیه و روایت معتبری، اطلاق آیات فوق را مقید کرده‌اید؟!

    3- خوب است آقای صانعی به صراحت پاسخ دهد که آیا به ولایت فقیه معتقد است یا نه؟‌ چنانچه ولایت فقیه را قبول داشته باشد، (که ظاهراً چنین است) بهدلیل همان ادله ولایت فقیه، اجرای حدود نیز جزو اختیارات او است و استثناء هر یک از اختیارات مثل عدم جواز جهاد ابتدایی و عدم اجرای حدود، دلیل خاص می‌خواهد. ولی اگر ولایت فقیه را قبول نداشته باشد که با ایشان بحثی نداریم! مرحوم صاحب‌ جواهر(ره) که امام راحل بر فقه جواهری تاکید فرمودند‌، درباره ضرورت اجرای حدود و تسری ولایت معصوم(ع) به فقیه می‌فرمایند: اگر ولایت عموم نداشته باشد بسیاری از کارهای مربوط به شیعیان آن‌ها معطل خواهد ماند.(6) ایشان سپس می‌فرمایند «فمن الغریب وسوسه` بعض‌الناس فی ذالک، بل کانه ما ذاق طعم الفقه شینا ولافهم من لحن قولهم و رموزهم امرا ولا تامل المراد من قولهم انی جعلته علیکم حاکما و قاضیا و حجه` و خلیفه` و نحو ذالک مما یظهر منه اراده` نظم زمان‌الغیبه` لشیعتهم فی کثیر من الامور الراجعه` الیهم»؛ و عجیب آن است که بعضی مردم (کنایه از بی سوادی قائلان به این قول است) در ولایت فقیه تردید کرده‌اند گویا چنین کسی نه چیزی از طعم فقه را چشیده و نه از لحن و رمزهای آن‌ها مطلبی را درک نموده و نه در منظور سخن آن‌ها مبنی بر این‌که «انی جعلته علیکم...» (فقیه را بر شما حاکم و قاضی و خلیفه و حجت قرار دادم) تامل کرده‌اند(7.) ایشان سپس در پایان می‌فرماید: «و بالجمله فالمساله من‌ الواضحات التی لاتحتاج الی‌ ادله»؛ موضوع ولایت فقیه از مسائل روشنی است که اصلا‌ً نیازی به دلیل ندارد.(8)

    مرحوم صاحب جواهر حکمت عدم واگذاری برخی امور مثل جهاد ابتدایی را به فقیه، نیاز نداشتن فقها به آن دانسته، می‌فرماید: جهاد ابتدایی نیازمند فرمانده کل و لشکرها و امیران و مانند آن است از اموری که ائمه می‌دانستند دست فقها از آن‌ها کوتاه است؛ والا اگر چنین چیزی فراهم شود دولت حق آشکار خواهد شد چنان‌که امام صادق(ع) فرموده‌اند «اگر برای من به تعداد این گوسفندان (یاورانی) فراهم بود قیام می‌کردم؛ در حالی که چهل گوسفند بیش‌تر نبود.»(9)

    از این جملات استفاده می‌شود که دلیل اقامه نشدن حدود در زمان فقهای سابق، عدم بسط ید آن‌ها بوده است وگرنه چنانچه زمینه فراهم می‌شد آن‌ها نیز به ولایت بر آن معتقد بودند. آنچه‌ جای شگفتی بیش‌تر است این‌که پس از گذشت سی سال از تشکیل حکومت اسلامی و کمک مردم برای تحقق حکومت و در زمان بسط ید فقیه و فراهم شدن لشکرها و ارتش و سپاه و فرماندهان و همه امکانات، آقای صانعی اجرای حدود الهی در زمان غیبت امام معصوم(ع) را مردود می‌شمارد!        منبع

    ادامه دارد

    پی‌نوشت‌ها

    1. انتخاب، 19/2/86

    2 و3. اعتماد ملی، 7/2/87، ص 8و9

    4. نور، 2

    5. مائده، 38

    9-6. جواهرالکلا‌م، ج 21، ص 397



  • کلمات کلیدی :
  • ارزش خبر ::: جمعه 87/3/3::: ساعت 12:2 صبح


    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 79
    بازدید دیروز: 108
    کل بازدید :250692

    >> درباره خودم <<
    ارزش نیوز
    مدیر وبلاگ : ارزش خبر[984]
    نویسندگان وبلاگ :
    یاور[0]


    >>آرشیو شده ها<<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    ارزش نیوز

    >>لینک دوستان<<

    >>لوگوی دوستان<<



    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<